قاری شهیدی که حضور در عملیات را به قهرمانی در مسابقات ترجیح داد -  ازدواج بعد از عملیات
سرویس فرهنگ و هنر - قاری قرآن بود و بسیاری از اساتید امروز شاگردش هستند، برای مسابقات خود را آماده می‌کرد اما گفت: مسابقه واقعی در جبهه است و باید اینجا برنده شویم، قرار بود ازدواج کند اما گفت بعد از عملیات ازدواج می‌کنم تا زندگی‌ام متبرک شود.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر برخط نیوز به نقل از فارس - گروه قرآن و فعالیت های دینی ـ مهدی احمدی: دیدار با خانواده های معظم شهدا از جمله اتفاقاتی بود که اهالی قرآن با آن اتس گرفته بودند و هر هفته با حضور در منزل یکی از شهدا انرژی تازه ای می گرفتند. اما این دیدار ها از حدود سه سال پیش متوقف شد و این هفته با هماهنگی مجموعه قرآنی بسیج تهران جمعی از فعالان قرآنی برای دیدار با خانواده شهید عبدالله مداح گرد هم جمع شدند.

کوچه ای آشنا/ اینجا شهید صیاد خدایی عروج کرد

از آنجایی که پدر و مادر شهید دعوت حق را لبیک گفته اند در منزل برادر شهید در حوالی میدان بهارستان تهران دغوت شدیم. با مشاهده نشانی احساس کردم که نام این کوچه و خیابان قدری آشناست اما هر چه فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید، اما به محض ورود به کوچه تصویری از یک شهید نظرم را به خود جلب کرد. اینجا همان کوچه ای است که چندی پیش پاسدار مدافع حرم صیاد خدایی ناجوانمردانه ترور شد و به درجه رفیع شهادت رسید و منزل برادر شهید مداح هم همان جا قرار داشت.

این گونه بود که با گرامی داشت یاد و خاطره شهید صیاد خدایی وارد خانه برادر شهید مداح شدیم، خانه ای که از جلوی درب گرفته تا حیاط و راهروها سیاهی و پرچم های عزای سیدالشهدا در آن نصب بود و در واقع برادر شهید منزلش را به حسینیه تبدیل کرده بود.

 


تلاوت تلویزیونی شهید عبدالله مداح سه ماه قبل از شهادت

قاری شهیدی که حضور در عملیات را به قهرمانی در مسابقات ترجیح داد -  ازدواج بعد از عملیات

قاریان بین المللی که زمانی شاگرد شهید مداح بودند

رحیم قربانی، عباس امام جمعه، منصور قصری زاده، سیدمحمد کرمانی، حمید مجیدی مهر و حسن محمدی از جمله چهره هایی بودند که در ابن دبدار حضور داشتند. عباس امام جمعه دارنده مقام اول مسابقات قرآن مالزی دوست و هم درس شهید و سیدمحمد کرمانی دارنده مقام دوم مسابقات بین المللی قرآن تونس از شاگردان قاری شهید عبدالله مداح به شمار می رفتند که هر کدام کوله باری از خاطرات شهید را برایمان به ارمغان آورده بودند.

تلاوت شاگرد در منزل استاد

با ورود به حسینیه ای که برادر شهید ساخته بود تصاویری از دو شهید دیگر نظرمان را به خود جلب کرد و منتظر ماندیم که برادر شهید خودش برایمان توضیح دهد. به این ترتیب گئده زیبایی در حسینیه شکل گرفت. در ابتدا رحیم قربانی دقایقی از یادواره شهدای قرآنی سخن گفت و پس از وی سیدمحمد کرمانی شاگرد شهید مداح برای حاضران تلاوت کرد.


تلاوت سید محمد کرمانی در منزل شهید عبدالله مداح

سپس حاضران از برادر شهید خواستند که قدری از خاطرات و خصوصیات اخلاقی شهید عبدالله مداح برایمان بگوید و او نیز این چنین لب به سخن گشود:

خانواده ای که سه شهید تقدیم انقلاب کرده است

خانواده ما سه شهید تقدیم انقلاب کرده است، شهید مهدی مداح اولین شهید خانواده ما است که سال ۱۳۵۹ در خرمشهر به شهادت رسید و دو برادر دیگرم صادق و عبدالله سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای پنج با هم شهید شدند.

همه برادران در جلسات مختلف قرآن کریم شرکت می کردیم اما حاج عبدالله قاری خوشخوانی بود، او از محضر اساتیدی چون سبزعلی، مولایی، بیوک محمدی تلمذ می کرد و این گونه به یک قاری طراز اول تبدیل شد. به یاد دارم پدر آقای امام جمعه همه بچه ها را جمع می کرد و با ماشینش به جلسه مرحوم مولایی می برد و حاج عبدالله با تلاش بی وقفه اش از همه ما جلوتر بود و در تلاوت پله های ترقی را طی کرد و خودش هم برای بچه ها جلسه برگزار می کرد.

قاری شهیدی که حضور در عملیات را به قهرمانی در مسابقات ترجیح داد -  ازدواج بعد از عملیات

توجه ویژه شهید به پدر و مادر

این شهید عزیز روابط عمومی بسیار قوی داشت، همیشه شوخ طبع، خوش خنده و خوش برخورد بود و این گونه جوانان زیادی را به قرآن جذب کرد. بسیار خانواده دوست بود و توجه ویژه ای به پدر و مادرمان داشت و از همه ما بیشتر به پدر و مادر رسیدگی می کرد، به یاد دارم در مدرسه که بودیم زنگ های تفریح به خانه می آمد تا اگر مادرم کاری دارد برایش انجام دهد.

بعد از عملیات ازدواج می کنم تا زندگی ام متبرک شود

اوایل جنگ به منطقه رفت دوباره برگشت، در محل مشغول آموزش قرآن و تحصیل بود که برای کربلای ۵ دوباره به همراه من و دو برادر دیگر راهی منطقه شد، در آن ایام حاج عبدالله داشت ازدواج می کرد، به او گفتم برادر شما به تهران برگرد و کار های مراسم ازدواجت را سامان بده، گفت: نه کار مهم اینجا است و می خواهم بعد از عملیات ازدواج کنم تا این گونه زندگی ام متبرک شود.

مسابقه اصلی اینجاست، اینجا باید برنده شویم

از آنجایی که قاری بسیار خوبی بود، برای مسابقات هم قرآن خود را آماده می کرد و شانس بالایی برای کسب مقام های بین المللی هم داشت. اتفاقاً زمان حضور در منطقه ایام مسابقات بود، به او گفتم ما اینجا هستیم حداقل برای شرکت در مسابقات به تهران برو و پس از مسابقات دوباره به منطقه بیا. گفت: مسابقه اصلی اینجا است، کجا بروم؟ اینجا باید در مسابقه برنده شویم.

ابن گونه بود که در منطقه ماند و به همراه برادر دیگرم صادق در کربلای ۵ به شهادت رسید.

قاری شهیدی که حضور در عملیات را به قهرمانی در مسابقات ترجیح داد -  ازدواج بعد از عملیات

تلاوت سوره فتح پیش از عملیات کربلای ۴ و انرژی وافر رزمندگان

در منطقه چند قاری جوان وجود داشتند و در مراسم هایی مانند صبحگاه تلاوت می کردند، حاج عبدالله صدایش را درنیاورده بود که قاری قرآن است، می گفت، اگر من بخوانم اینها دیگر نمی خوانند، اما مدتی بعد همرزمان فهمیدند که او قاری طراز اولی است و به مجبورش کردند که بخواند، به یاد دام در کربلای ۴ سوره فتح را بسیر زیبا خواند و رزمندگان برای عملیات انرژی وافری گرفتند.

هنگام صحبت های برادر شهید یکی از کسانی که از حرف ها بسیار لذت می برد، عباس امام جمعه بود، گویا این صحبت ها  تداعی گر خاطراتی از دوران نوجوانی و حضورش در کنار شهید مداح بود. ا او خواستیم تا چند کلامی از شهید و خاطرتش برایمان بگوید و او این گونه از شهید حاج عبدالله مداح گفت:

این بچه استعداد تلاوت هستند، آنها را به جلسه آقای مولایی ببرید

من چند سال از حاج عبدالله کوچک تر بودم و با برادرش هم سن بودم، حاج عبدالله به عنوان یک بزرگتر مشوق اصلی ما بود و از او  یاد می گرفتیم. در محله قنات آباد حسینیه ای بود که در آنجا شخصی به نام آقای ناظری برای ما جلسه قرآن برگزار می کرد، او به پدرم گفت: این بچه ها استعداد های خوبی در تلاوت هستند، آنها را به جلسه آقای مولایی ببر که شکوفا شوند، پدرم هم به این توصیه گوش کرد و هر روز جمعه بچه ها را جمع می کرد و به جلسه مرحوم مولایی می برد.

قاری شهیدی که حضور در عملیات را به قهرمانی در مسابقات ترجیح داد -  ازدواج بعد از عملیات

خاطره ای از اعزام به حج و درگیری با شرطه های سعودی به خاطر یک عکس

شهید عبدالله مداح سال ۶۴ به عنوان عضو کاروان قرآنی جمهوری اسلامی در حج انتخاب شد و به حج رفت، این گونه شد که او را حاج عبدالله خطاب می کردیم. آن سال من و آقای سبزعلی هم در کاروان حضور داشتیم. در مدینه هنوز به اندازه الان ساخت و ساز نشده بود، مسجد النبی این قدر بزرگ نبود، بعضی محله ها مثل محله بنی هاشم هنوز وجود داشتند. یک شب به قبرستان بقیع رفتیم و پس از زیارت با بچه ها خواستیم عکس یادگاری بگیریم. آن زمان عکسبرداری ممنوع بود و به محض اینکه نور فلاش دوربین درآمد شرطه های سعودی ریختند و ما را گرفتند. در این هنگام حاج عبدالله دوربین را از دست شرطه سعودی قاپ زد و فرار کرد و ما هم به دنبال او فرار کردیم.

تعدادی شرطه به دنبال ما دویدند و تعدادی هم دیگر بچه ها از جمله آقای قره شیخلو و سبزعلی را بازداشت کردند. ما در کوچه پس کوچه های مدینه با چفیه تغییر قیافه دادیم و این گونه گیر نیفتادیم اما دیگر دوستان گرفتار شدند.

قاری شهیدی که حضور در عملیات را به قهرمانی در مسابقات ترجیح داد -  ازدواج بعد از عملیات

حضور در لبنان و دیدار با سیدحسن نصرالله

آقای سبزعلی مدیر مدرسه بود و شهید مداح هم آنجا قرآن درس می داد، او با بچه ها به معنی واقعی رفیق بود و این گونه آنها را به قرآن جذب کرده بود. چندماه برای مأموریت به لبنان رفته بود و با سیدحسن نصرالله هم دیدار کرده بود در همین چندماه زبان عربی را به خوبی یاد گرفته و با لهجه لبنانی صحبت می کرد.

چهار برادری که دوتا شهید و دوتا مجروح شدند

به یاد دارم از بهداری سپاه به من مأموریت یک روزه ای دادند که به کرمانشاه بروم، آماده رفتن بودم که دیم همه در کوچه جمع شده اند، جلوتر رفتم و دیدم حاج عبدالله و برادرش صادق هر دو با هم شهید شده اند، پدر شهیدان هم بود پیش او رفتم من را در آغوش گرفت و خبر شهادت فرزندانش را به من داد، چهار برادر با هم به جبهه رفته بودند که دو برادر شهید و دو برادر هم مجروح شده بودند.

دو جایزه شهید به شاگرد/ داغ شهید مداح برایم سخت بود

سیدمحمد کرمانی از شاگردان شهید یکی دیگر از حاضران در جلسه بود که با شنیدن این خاطرات به وجد می آمد و گویا با برخی از آن خاطرات آشنا بود، کرمانی برایمان درباره شهید عبدالله مداح گفت: آن زمان در محله قنات آباد جلسات قرآن در منازل، خصوصاً در منازل شهدا برگزار می شد. شهید مداح برای ما مسابقه برگزار می کرد و به یاد دارم دو بار از او جایزه گرفتم، یک بار نوار تلاوت مصطفی اسماعیل به من هدیه داد و یک بار هم یک اسکناس دویست تومانی که آن زمان خیلی با ارزش بود به من هدیه داد.

حاج عبدالله در مدرسه هم معلم بود و با موتورش ما را به جلسات قرآن می برد، انس عجیبی با او داشتیم و هنگامی که شهید شد تا ماه ها من افسرده و پریشان بودم و کنار آمدن با این داغ برایم سخت بود.

قاری شهیدی که حضور در عملیات را به قهرمانی در مسابقات ترجیح داد -  ازدواج بعد از عملیات

به گزارش فارس قاری شهید عبدالله مداح ۲۰ دی ماه ۱۳۶۵ در سن ۲۲ سالگی و در جریان عملیات کربلای ۵ دعوت حق را لبیک گفت و به فیض شهادت نائل آمد.

منبع : خبرگزاری فارس

اخبار گوناگون در برخط