تی تی و ابراهیم؛ بازسازی یک عاشقانه ناکام

تی تی و ابراهیم؛ بازسازی یک عاشقانه ناکام

۱۱ مهر ۱۴۰۱ - ۱۱:۰۹ زمان مطالعه : 4 دقیقه
سرویس فرهنگ و هنر - ابراهیم عاشق کهکشان‌هاست و نگاه کل‌نگر او می‌تواند خطری احتمالی که در آینده‌ای دور بشریت را تهدید می‌کند، بهتر از دیگران ببیند. او یک استاد دانشگاه و فیزیکدان است و زندگی خودش را وقف پیدا کردن پاسخ به مادرانی کرده که از نظر او می‌تواند خدمتی به آینده بشریت باشد.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر برخط نیوز به نقل از همشهری - جمال رهنمایی: تی تی یک کارگر خدماتی بیمارستان است که سواد خواندن و نوشتن ندارد، اما او نیز به شیوه خود در فکر خدمت به بشریت است. این دو در مسیر زندگی شخصی خود با یکدیگر ملاقات می کنند و احساسی عمیق که برخاسته از ارزش های والای انسانی است آنها را به یکدیگر نزدیک می کند. جنس این نزدیکی همانطور که تی تی در آخر فیلم می گوید از جنس علاقه زن و شوهری نیست بلکه علاقه ای انسانی و بدون منفعت شخصی است.

هر دوی این آدم ها در زندگی شخصی خود در رابطه ای منفعت طلبانه گیر کرده اند. همسر ابراهیم سبک زندگی دانشمندانه او را نمی پسندد و امیر ساسان هم تی تی را به ابزاری برای منفعت خود تبدیل کرده، هر چند ته مانده های انسانیت در او هر از چند گاهی دست بالاتر را دارد. نمود بیرونی این رفتار از سوی اطرافیان هر دو بی عقلی تلقی می شود هر چند هر دوی این آدم ها براساس سازوکارهای ذهنی خویش دلایل فراوانی برای رفتارهای خود دارند که از سوی اغلب آدم های عاقل قابل درک نیست. این دو در طول رابطه محترمانه و بی آلایش خود نزدیکی عمیقی احساس می کنند که از سوی اطرافیان قابل هضم نیست و اغلب از آن سوء برداشت می شود.

سرگردانی در میانه مفهوم عقل و جنون از آنجا که اغلب براساس انبار معانی ذهنی خودمان و تجارب شخصی صورت می گیرد، معرکه آشنایی است که اغلب در مسائل ریز و درشت زندگی با آن روبه رو شده ایم. به نظر می رسد فقط اتکای فیلم تی تی در این معرکه آشنا منفعت طلبی باشد؛ جایی که اغلب رعایت منفعت شخصی عقلانیت نامگذاری شده و برای ما قابل هضم تر است.

سبک و سنگین کردن این ترازو توسط دستگاه روان آدمی براساس تجارب شخصی، فرهنگی و نوع عملکرد ذهن آدمی صورت می گیرد جایی که ناگزیر برای آن مرزبندی هایی تعیین کرده ایم که اغلب نامشخص و متغییر هستند.

این مرزبندی در روانشناسی مدرن با داشتن یا نداشتن عملکرد شخصی در رابطه، شغل و تشخیص منفعت فردی خط کشی شده است. کسانی که بتوانند روابط خود را مدیریت کنند، شغل و درآمد خودشان را حفظ کنند و منفعت فردی خود را تشخیص بدهند، سالم تشخیص داده شده و در غیراین صورت افرادی غیرمعمولی قلمداد می شوند. درحالی که در نگاهی کل نگر منافع جمعی می توانند در تضاد با منافع فردی قرار بگیرند و رعایت منافع فردی به تنهایی می تواند برایند اجتماعی نامطلوبی داشته باشد.

قصه فیلم تی تی تلاشی قابل تحسین برای ترسیم این فضای تعلیق است و در صحنه های متفاوتی بخش هایی از این مفهوم گسترده را به تصویر کشیده است. تی تی درصدد است تا خانه ای برای خود بسازد که بتواند در آن آرام گیرد و یا به تعبیری دیگر تلاش دارد تا درون ذهن خود چهارچوبی امن برای آرام گرفتن تفکرات خود فراهم آورد. بزرگ ترین مشکل او در این میان قیمت بلوک است که برای او خیلی گران است و بارها این نگرانی را در فیلم تکرار می کند همانگونه که فراهم آوردن تکه های خرد و تجربه برای ساختن یک شخصیت بسیار گران تمام می شود و برای شخصیتی مانند تی تی که گذشته ای آشفته و ناآرام دارد، این کار بسیار سخت و گاهی ناممکن است. ابراهیم نیز تلاش می کند تصورات ذهنی خودش درباره سیاهچاله عظیمی که می تواند منظومه شمسی را مانند یک آبنبات ببلعد روی کاغذ بیاورد و ماجرای کاغذهای سفید و بزرگ او در سرتاسر فیلم وجود دارد، گویی او نیز تلاش دارد با تلاش برای جلوگیری از نابودی منظومه شناسی خودش را از دنیای جنون و آشفتگی نجات دهد.

تی تی فرزند پدر و مادر دیگری را دیگری را در خود پرورش می دهد اما حس مادرانه او با تمثیلی در یک نقاشی کودکانه که روی تخت به دیوار نصب کرده مانع از عمل کردن به توصیه های پزشک می شود و ندیدن تصویر سونوگرافی و تکرار اینکه بچه مال او نیست راه به جایی نمی برد و در نهایت با فرزند در حال تولد می گریزد و ابراهیم به عنوان فردی که اینجا عاقل تر به نظر می رسد، در نهایت او را قانع می کند که از این علاقه دست بکشد. همین رفتار ابراهیم به او کمک می کند تا بتواند اجازه خروج از کشور به همراه مادر و همسر جدید را به دخترش بدهد و به عبارتی او نیز از لجاجت برای ادامه تملک فرزندش دست بردارد. زندگی نیازمند تکه هایی از عقل و عشق است و ما در هر تصمیمی در این وادی حیرت در این دوراهی قرار می گیریم تا در میانه عقل و جنون زندگی کنیم.

منبع: روزنامه همشهری

منبع : همشهری آنلاین

اخبار گوناگون در برخط