کتابِ «انسان خردمند» برای انسان های خردمند

کتابِ «انسان خردمند» برای انسان های خردمند

۱۱ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۶:۵۲ زمان مطالعه : 4 دقیقه
سرویس مجله - آیا انسان خردمند توانسته است از میزان رنج در جهان بکاهد؟ علارغم کار‌های شگفت‌انگیزی که از انسان‌ها ساخته است، در مورد اهداف خود نامطمئن‌یم و به‌نظر می‌آید که مثل همیشه ناخشنودیم.

فرارو؛ بابک زمانی- سال پیش کتاب های یک نویسنده خارجی در ایران بشدت بر سر زبان ها افتاد. این بار نه از آن رمان های زرد بود و نه امثال آن. یک کتاب علمی در میان عموم بشدت مورد توجه قرار گرفت از نویسنده ای به نام «یووال نوح هراری» که پیش از آن کمتر کسی حتی اسمش را شنیده بود. کتاب «انسان خردمند» نام داشت و به این سوال عمده جواب میداد: به راستی ما انسان ها چه هستیم و از کجا آمده ایم؟


استقبال از ابن کتاب به حدی بود که با توجه به قیمت نسبتا بالای آن، مردم در بسیاری از کتابفروشی ها برای خرید آن صف میگرفتند. بعد از آن، آثار دیگر این نویسنده در ایران ترجمه و چاپ شد و موافقان و مخالفان بسیاری داشت. ما در اینجا به اولین و پرسروصداترین اثر یووال نووح هراری میپردازیم.


در مقدمه این چنین کتاب را آغاز می کنیم:
من همه را ترغیب می کنم تا فارغ از اعتقادات شان روایات اساسی موجود در دنیا را زیر سوال ببرند و تحولات گذشته را به علایق کنونی مربوط سازند و از مباحث جنجالی نهراسند. انسان خردمند به‏ گونه ‏ای جسورانه، همه جانبه و بحث انگیز هرآن چه را تاکنون گمان می‏ کردیم و در مورد انسان می دانستیم به چالش می کشد افکارمان، رفتارمان، اعمال مان، اقتدارمان و آینده‏ مان را. از همگی مان با هر ایمان و اعتقادی می خواهم که روایت های زیربنایی جهان را زیر سؤال ببریم پیشرفت های گذشته را با دل مشغولی های کنونی مرتبط کنیم و از نتایج جدل انگیز آن نهراسیم.


اثری بسیار غنی که تمامی دانسته های ما را به چالش می کشد و در این مهم بستر اصلی را بر رویکرد های تاریخی بنا می گذارد که فارغ از نگاه اسطوره ای به علم بیش تر می اندیشد چندان که برای تعقل های جزم اندیش و دگم مرداب گون ما هراس برانگیز است. نگاه تاریخی هراری معتقد است مسیر ما متاثر از انقلاب های مهم تاریخ می باشد انقلاب شناختی و انقلاب کشاورزی و انقلاب علم. شناخت انسان از جهان و دغدغه ی آگاهی او انقلاب مهمی ست که با شمایل کشاورزی یک دگرگونی پرشتاب دیگری را برای آگاهی های اش به وجود می آورد که به انقلاب علمی می انجامد و تمامی مفاهیم را بازتعریف می نماید. مابین دو انقلاب آخرین مسئله ی هویت بشر پیش می آید که از وحدت آن ها سرچشمه می گیرد و درنهایت با انسانی مواجه می شویم که خدای می گردد.


هراری تمام سیستم های بزرگ جهان چونان ادیان و تشکل های سیاسی و شبکه های تجاری و موسسات حقوقی و قضایی را زاییده ی اندیشه و فکر و تخیل انسان ها می داند. او پول را در کنار مذهب و امپراتوری قرار داده و قدرت ها را متاثر و محصول آن ها می پندارد. سیستمی از اعتماد که قضاوت مخاطب را می طلبد که یا بر پایه ی اعتمادسازی ی دروغین استوار است یا بر مدار خودفریبی انسان به وجود می آید؛ و اکنون انسان خردمند بر قله ی خداوندگاری پرسش های ناممکن را پاسخ می دهد و به زندگی جاوید می اندیشد.


کتاب در چهار فصل و بیست بخش به طرزی شگفت آور تار های عنکبوت را از ذهن مخاطب می زداید.

بخشی از متن کتاب:
ادیان خداپرستانه تمرکز خود را بر پرستش خدایان می گذارند. ادیان انسان گرا بشر را یا، به عبارت صحیح تر، انسان خردمند را می ستایند. انسان گرایی اعتقادی است که براساس آن انسان خردمند دارای ذاتی مقدس و منحصربه فرد است که اساسن متفاوت با ماهیت تمامی حیوانات و پدیده های دیگر است. انسان گرایان معتقدند که ذات منحصربه فرد انسان خردمند مهم ترین چیز در این دنیاست و همان است که معنای هرچیزی را که در کائنات رخ می دهد تعیین می کند. خیر متعالی هرآن چیزی ست که برای انسان خردمند خوب باشد. بقیه ی دنیا و تمامی موجودات دیگر فقط به این دلیل وجود دارند که در خدمت منافع این گونه ی زیستی باشند. تمام انسان گرایان انسان را می پرستند؛ «انسان بودن» کیفیتی است که از افراد انسانی سرچشمه می گیرد و بنابراین آزادی افراد قداست دارد. ذات مقدس بشری در کنه وجود تک تک انسان های خردمند موجود است. هسته ی درونی افراد انسانی به جهان معنا می بخشد و منبع کل آثار اخلاقی و سیاسی است. وقتی که دچار تردیدی اخلاقی یا سیاسی می شویم باید به درون خود مراجعه کنیم و به ندای درون مان گوش فرادهیم - ندای انسانیت.


آیا انسان خردمند توانسته است از میزان رنج در جهان بکاهد؟ علارغم کار های شگفت انگیزی که از انسان ها ساخته است، در مورد اهداف خود نامطمئن یم و به نظر می آید که مثل همیشه ناخشنودیم. ما از هرزمان دیگری قدرتمندتریم، اما نمی دانیم با این قدرت چه کنیم. از آن بدتر، بشر از هرزمان دیگری ولنگارتر شده است. خدایان خودساخته ای هستیم که به هیچ کس پاسخ گو نیستیم. آیا چیزی خطرناک تر از خدایانِ ناخشنود و ولنگار که نمی دانند چه می خواهند وجود دارد؟

منبع : فرارو