گلچینی از اشعار زیبای عاشورایی

گلچینی از اشعار زیبای عاشورایی

۱۳ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۲:۱۶ زمان مطالعه : 4 دقیقه
سرویس مجله - دهمین روز از ماه محرم مصادف با روز عاشوراست که در ظهر این روز امام حسین(ع) و یاران وفادارش به دست سپاهیان یزید به شهادت می‌رسند. ضمن تسلیت این ایام به همه شیعیان جهان با مجموعه‌ای از اشعار زیبای عاشورایی همراه ما باشید.

به گزارش سرویس مجله برخط نیوز به نقل از فرارو - فراروـ عاشورا در فرهنگ شیعیان اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا در این روز حق اگرچه اندک در مقابل باطل اگرچه بی شمار پیروز می شود و این نام امام حسین (ع) و یاران شان است که قرن ها بر سر زبان ها و سویدای دل های عاشق باقی ماند تا این حماسه هر سال تکرار شود که یک قصه بیش نیست غم عشق و وین عجب، کز هر زبان که می شنوم نامکرر است. از همین رو شاعران بسیاری از گذشته تا به امروز تحت تاثیر فرهنگ عاشورا و محرم به طبع آزمایی در این زمینه پرداخته اند و اشعار زیبا و تاثیرگذاری سروده اند.

در این مطلب به مناسبت ایام عاشورا و تاسوعای حسینی گزیده ای از اشعار عاشورایی را گردآوری کرده ایم که در ادامه تقدیم شما کاربران گرامی خواهد شد.

  زان دم که خواست مادرم از من: بگو حسین
نام تو داده است به من آبرو، حسین!
امیر شفیعی ******** ای آبروی عشق و وفا، کوه سربلند! ای قصه ات حماسه، قیامت شکوهمند
تاریخ و راویان جهان در صف نخست
ذکر جمیل عاشقی ات را نوشته اند
تو بندبند عشقی و صد ها روایتش.
چون نی حکایت از تو کنم از کدام بند؟
حسین منزوی ******** به نام نامی سر، بسمه تعالی سر
بلند مرتبه پیکر، بلند بالا سر
قسم به معنی لایمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان از حسین سرتاسر
سید حمیدرضا برقعی ای ز داغ تو روان خون دل از دیده حور
بی تو عالم همه ماتم کده تا نفخه صور
نیر تبریزی ******** ماه است و آفتابی ام از مهربانی اش
صد کهکشان فدای دل آسمانی اش
بی دست می خروشد و دریا کنار اوست ای عشق آتشین! به کجا می کشانی اش؟
قربان ولیئی
********
بی آنکه لبی تر کند از آب فرات
از آب گذشت و آبروداری کرد
علی دینی پور
********
یک خط برای روضۀ گودال کافی است
زینب چه دید وقت ملاقات؟ بگذریم...
سید محمد مهدی شفیعی
********
به بام بر شده ام از سپیدۀ تو بگویم
اذان به وقت گلوی بریدۀ تو بگویم
اذان به وقت گلویی که قطعه قطعه غزل شد
غزل غزل شده ام تا قصیدۀ تو بگویم
علیرضا قزوه
********
رکاب دوست کجا و من خراب کجا
«ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا»
تو خواب ماندی و خورشید تشنه را کشتند
که اهل خواب کجا، نور آفتاب کجا
رضا شیبانی
********
مانند تو تاختن هنر می خواهد
یک قدرت ارثی از پدر می خواهد
از دور تو را زدند؛ یعنی با تو
جنگیدن تن به تن جگر می خواهد ******** منتی نیست اگر پای تو ماندم ای عشق
دست بردارم اگر از تو، خود می میرم
اصغر عظیمی مهر
********
شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین
شهریار
********
اندوه تو در عالم و آدم پیداست
شادیم که در چهرۀ ما غم پیداست
چشم است، ولی ابر بهاری شده است
سالی که نکوست از محرم پیداست
زهرا بشری موحد
********
غم حسین که باشد، چه باک از غم عالم؟
غمی عزیزتر از هر غمی نهاد به دوشم
به تربت است فقط هرچه سر به خاک گذارم
به عشق ذکر حسین است، هرچه آب بنوشم
زهرا بشری موحد
********
سلیمان گر شوم، بر تو غلام حلقه بر گوشم
بهشتا! ناز کمتر کن که من شیدای شش گوشم
********
اثبات می کند عمل حر به عالمین
هرکس که شد غلام تو عالیجناب شد
********
پشت دستش هدف زخم ندامت گردد
هرکه از دست دهد گوشه دامان تو را
حسین صهائی
********
تا قیامت زین خجالت خاک بر سر می کنم
قتلگاهت دیدم؛ اما زنده ماندم یا حسین
********
«حر» کن مرا که جان من از شرم پر شده
من را که راه نیست به جمع «حبیب» ها
********
روضه خوانت می شوم با روضه ای تک مصرعی
«بر زمین بودی و بر جسم تو پیراهن نبود»
********
کی شود حر شوم و توبۀ مردانه کنم؟
سینه ام را ز چه منزلگه بیگانه کنم؟
سینه ویران شدۀ توست به ولله حسین
گنج را من طلب از سینۀ ویرانه کنم
محسن کاویانی
********
نفسم باد صبا مشک فشانی با تو
همه جا پر بشود از نفسم ذکر حسین
********
عشق یک واژه بی ارزش بی معنی بود
تا که یک باره خدا گفت که عشق است حسین
********
هزار نقش برآید ز کِلکِ صنع و یکی
به دلپذیری نقش نگار ما نرسد
حافظ ******** بهتر ز صد طبیب و مداوا و مرهم است
یک جرعه چای روضه هر هفته ات، حسین
********
روی زیبای تو قرآن، نگهت سوره حمد
گیسویت سوره والیل و لبت آیه نور
********
سجده بر خاک تو شایسته بود وقت نماز ای که از خون جبینت به جبین آب وضوست
********
نوکری بر در تو قسمت هر کس نکنند
مادرت خواست که ما نیز به جایی برسیم
********
پیراهن سیاه عزای تو یا حسین!
عشاق را به روز جزا رو سفید کرد
علی اصغر یزدی
********
ما را غلامی تو بود تاج افتخار
این تاج را به افسر شاهان نمی دهیم
سید رضا مؤید
********
هرکسی دیوانه عشقت نشد عاقل نشد
غیر نوکرهایت آقا، «کلهم لایعقلون»
********
یوسف ام بنین! ماه شب چاردهم!
وصف زیبایی ات انگشت بریدن دارد
********
اقرا به نام عشق در این دشت پر بلا
بالای نیزه بود که قرآن شروع شد
رضا احسان پور
********
شادی هر دو جهانم به خدا از غم توست
غم تو می برد از دل همۀ غم ها را
********
دشمنت کشت، ولی نور تو خاموش نشد
آری آن جلوه که فانی نشود، نور خداست
********
بوی پیراهن خونین کسی می آید
این خبر را برسانید به کنعانی ها
مهدی جهاندار
********
بر ناکسان حرام است تشریف پادشاهی ای شمر! این که بردی، پیراهن حسین است
محمد سهرابی
********
زاهد به ره کعبه و راهب به سوی دیر.
اما من مجنون هوسم کوی حسین است
********
مشکی به تن نموده و احرام بسته ایم
قربانی ام نما اگر این حج آخر است.
********
چون شمع سحرگاه مرا کشته خود کن
حیف است که گریان تو سر داشته باشد

منبع : فرارو