آیا به درمان آلزایمر نزدیک تر شده ایم؟

آیا به درمان آلزایمر نزدیک تر شده ایم؟

۰۲ آذر ۱۴۰۱ - ۱۵:۲۶ زمان مطالعه : 13 دقیقه
سرویس مجله - پس از سال‌ها شکست پژوهشی پژوهشگرانی که بر روی زوال عقل کار می‌کنند در مورد یک داروی آنتی بادی تازه به نام لکانماب هیجان زده شده اند. هیچ کس انتظار ندارد که این دارو روند زوال شناختی را متوقف سازد. با این وجود، حتی در صورت کمک به کُند کردن روند بیماری نیز ساخت این دارو یک پیشرفت خواهد بود.

به گزارش سرویس مجله برخط نیوز به نقل از فرارو - فرارو- در پایان ماه نوامبر هزاران پژوهشگر از سراسر جهان برای شرکت در نشست سالانه آزمایش های بالینی بیماری آلزایمر به سانفرانسیسکو می روند. این نشست ستون اصلی تقویم پژوهشی مرتبط با زوال عقل است جایی که تازه ترین پیشرفت ها و اغلب شکست ها در جستجوی درمان آلزایمر برای اولین به طور عمومی مطرح می شوند.

به گزارش فرارو به نقل از گاردین، نشست سال جاری قرار است یک رویداد برجسته باشد. پس از بیش از یک قرن پژوهش در مورد آلزایمر دانشمندان انتظار دارند جزئیات اولین درمانی را بشنوند که می تواند به طور واضح روند آن بیماری را تغییر دهد. تاکنون هیچ چیزی نتوانسته روند زوال مغز بیماران را معکوس، متوقف و یا حتی کُند سازد. با توجه به این که زوال عقل و آلزایمر قاتل شماره ۱ در بریتانیا و هفتمین قاتل بزرگ جان انسان ها در سراسر جهان محسوب می شوند. صحبت از یک لحظه تاریخی وجود دارد.

این خوش بینی از بیانیه مطبوعاتی منتشر شده در ماه سپتامبر از سوی «ایسائی» یک شرکت داروسازی ژاپنی و «بایوژن» یک شرکت فناوری زیستی امریکایی ناشی شده است. نتایج بدست آمده از یک کار آزمایی بالینی بزرگ درباره درمان آنتی بادی (لکانماب) از نزدیک به دو هزار فرد مبتلا به بیماری آلزایمر بوده است. در بیانیه اشاره شده که این نوع درمان زوال شناختی را کُند کرده و این امیدواری را ایجاد می کند که این دارو در نهایت ممکن است ترمزهایی را برای آلزایمر اعمال کند و «تاثیر بالینی معناداری بر شناخت و عملکرد» داشته باشد.

این بیانیه به طور گسترده با خوشحالی و تسکین پژوهشگرانی همراه شد که مدت هاست در جستجوی طولانی مدت شان برای ساخت داروهای درمان آلزایمر با شکست مواجه شده اند. با این وجود، حتی مشتاق ترین افراد نیز پذیرفتند که پرسش های مهمی بی پاسخ باقی مانده اند. علیرغم آن که تنها یک بیانیه مطبوعاتی منتشر شد دشوار به نظر می رسد که مطمئن شویم این ادعاها اثبات پذیر هستند. پاسخ به این پرسش ها در تاریخ ۲۹ نوامبر در نشست سانفرانسیسکو مطرح خواهند شد.

لکانماب پیش تر بحث هایی را برانگیخته است. داروهای آنتی بادی به قدری گران هستند که خرید آن از توان بسیاری از کشور ها خارج است. تجویز لکانماب برخلاف قرص ها و کپسول ها آسان نیست و بیماران باید دو بار در ماه برای تزریق داخل وریدی به کلینیک مراجعه کنند. هم چنین، عوارض جانبی مستلزم نظارت گسترده است: بیماران تحت آزمایش اسکن منظم برای تورم مغز و خونریزی داشتند خدماتی که بسیاری از بیمارستان ها نمی توانند در مقیاس بزرگ ارائه دهند.

آیا به درمان آلزایمر نزدیک تر شده ایم؟

نکته مهم تر آن که لکانماب ممکن است خیلی خوب کار نکند. از داده های منتشر شده تاکنون مشخص نیست که این دارو چه تفاوتی را می تواند بر بار ویرانگر ناشی از آلزایمر ایجاد کند. برخی از پزشکان هشدار می دهند که فواید این دارو به قدری ناچیز به نظر می رسد که بیماران حتی ممکن است متوجه آن نشوند. با این وجود، برخی دیگر مخالف این نظر هستند و می گویند هرگونه اثرگذاری ای بر آلزایمر شایسته تحلیل است و اثبات می کند که می توان آن بیماری را شکست داد یا دست کم سرعت پیشرفت آن را کاهش داد. این یک آغاز است و یک پایه ملموس برای ساختن داروهای موثرتر محسوب می شود.

پروفسور «جیووانا مالوچی» مدیر سابق مرکز تحقیقات زوال عقل بریتانیا در دانشگاه کمبریج می گوید: «زوال عقل یک فاجعه اقتصادی جهانی است زیرا هزینه های هنگفتی را برای جامعه و سیستم های بهداشتی ایجاد می کند. اگر آزمایش ها نشان دهند که این دارو می تواند شدت و سطح این بیماری را حتی به میزان اندک کاهش دهد این موضوع واقعا تاثیری چشمگیر در سطح اقتصادی و پزشکی خواهد داشت».

پژوهشگران وضعیت فعلی در مورد زوال عقل را با بحران اچ آی وی در دهه ۱۹۸۰ میلادی مقایسه می کنند. اولین داروی ضد اچ آی وی چندان ایده آل نبود اما راه را برای درمان های بسیار موثری که امروزه استفاده می شود هموار کرد.

پروفسور «بارت دی استروپر» مدیر موسسه تحقیقات زوال عقل بریتانیا در دانشگاه کالج لندن می گوید: «هنگامی که شما اولین پیشرفت را داشته باشید مانند سوراخی در سد است که به سوراخ بزرگ تری منتهی می شود. اکنون باور بسیار بیش تری وجود دارد که می توانیم چیزی پیدا کنیم. به عنوان یک پزشک، احساس می کنم ممکن است بتوانیم ظرف چند سال آینده چیزی مناسب به بیماران ارائه دهیم».

دکتر «ریچارد اوکلی» سرپرست تحقیقات انجمن آلزایمر می گوید: «اگر این دارو بتواند روند زوال شناختی را کُند کند بدان معناست که برای اولین بار در حال مقابله جدی با بیماری هستیم. ما باید فواید بالینی دنیای واقعی را درک کنیم ما باید داده ها را ببینیم اما اکنون همگان می گویند این آغاز درمان های اصلاح کننده بیماری است».

آلزایمر بیش از ۶۰ درصد از ۵۵ میلیون مورد زوال عقل در سراسر جهان را تشکیل می دهد. این وضعیت سالانه ۲۵ میلیارد پوند برای بریتانیا هزینه دارد رقمی که تا سال ۲۰۵۰ میلادی تقریبا دو برابر افزایش خواهد یافت و به ۴۷ میلیارد پوند خواهد رسید. شایع ترین نشانه های اولیه این بیماری مشکلات حافظه است اما با پیشرفت بیماری افراد در مکان های آشنا نیز گم می شوند و دچار مشکل خواهند شد: مشکل در تصمیم گیری، تقلا برای انجام کارهای ساده، تجربه نوسانات خلقی و تغییرات در شخصیت. این یک وضعیت پایانی است: به طور معمول افراد ظرف مدت هشت سال پس از تشخیص آلزایمر می میرند.

زوال شناختی در آلزایمر از تخریب بی امان نورون ها سلول هایی که اطلاعات را به اطراف مغز منتقل می کنند ناشی می شود. این تاثیر بسیار فراتر از کوچک شدن طبیعی مغز مرتبط با افزایش سن است: در هنگام مرگ وزن مغز بیمار ۱۴۰ گرم کم تر از زمان پیش از آغاز بیماری است که کاهشی بیش از ۱۰ درصدی محسوب می شود.

این که دقیقا چه چیزی سلول های مغز را می کُشد هنوز مورد بحث است. در برخی از خانواده هایی که با شروع زودهنگام آلزایمر آسیب دیده اند دانشمندان جهش هایی را یافته اند که باعث ایجاد توده ها یا پلاک های غیر طبیعی پروتئین مغزی به نام آمیلوئید بتا بین نورون ها می شوند. به نظر می رسد این پلاک ها به تشکیل درهم رفتگی های مضر پروتئین مغز دیگری به نام تائو دامن زنند. این پروتئین ها درون نورون ها تجمع می یابند. گره خوردن بیش تر به معنای زوال شناختی بیش تر است.

با این وجود، انواع ارثی آلزایمر نادر است. در اکثر بیماران این کاهش احتمالا ناشی از ترکیبی نامرتب از فرآیندها است که به یکدیگر کمک می کنند. آمیلوئید و تائو هنوز در چارچوب قرار دارند اما سایر پروتئین های سمی، التهاب مزمن، مشکلات عروقی، سلامت سلولی و دفع نادرست مواد زائد از مغز ممکن است در این امر نقش داشته باشند. دی استروپر می گوید: «اگر در سنین بالا به آلزایمر فکر کنیم فکر نمی کنم بیش تر این افراد آلزایمر خالص داشته باشند. من فکر می کنم آنان به اشکال مختلط زوال عقل مبتلا هستند. همیشه مشخص نیست که واقعا چه چیزی باعث این بیماری می شود».

تلاش ها برای تولید داروهای آلزایمر عمدتا بر روی آمیلوئید متمرکز شده اند. هدف برخی از تلاش ها مسدود کردن آنزیم های دخیل در تولید آمیلوئید غیر طبیعی است در حالی که برخی دیگر مانند لکانماب آنتی بادی هایی هستند که برای پاک کردن آن از مغز طراحی شده اند. در فاصله سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۱۹ میلادی بیش از دوازده کار آزمایی مرحله نهایی یا فاز ۳ از داروهای هدف آمیلوئید نتایج را گزارش کردند. هیچ یک از از کارآزمایی ها روند نزولی کاهش شناختی را نشان ندادند و برخی از موارد کار آزمایی حتی این روند را بدتر کردند.

شکست کارآزمایی ها باعث انشقاق در جامعه پژوهشی شد. برخی کل فرضیه آمیلوئید را کنار گذاشتند. عده ای دیگر به این نتیجه رسیدند که حتی اگر فرضیه آمیلوئید معتبر باشد آمیلوئید بهترین پروتئین برای هدف گیری نیست. نگرانی های بیش تری پیرامون کارآزمایی ها وجود داشت: بسیاری از بیمارانی که پیش تر علائم آلزایمر را داشتند در کار آزمایی ها ثبت نام کرده بودند. برای آنان حذف آمیلوئید ممکن بود خیلی دیر باشد و به مثابه خاموش کردن کبریت پس از شعله ور شدن آتش قلمداد می شد. این مشکل با مرحله اولیه موذیانه بیماری که بدون اینکه مردم متوجه شوند نورون ها را از بین می برد تشدید می شود. دی استروپر می گوید: «مغز شما به قدری پلاستیکی است که می تواند پیش از آغاز علائم با آسیب های زیادی مقابله کند».

در ژوئن سال گذشته، سازمان غذا و داروی ایالات متحده به اولین داروی جدید برای آلزایمر در نزدیک به ۲۰ سال گذشته چراغ سبز نشان داد. «آدوکانوماب» با نام تجاری آدوهلم تولیدی شرکت بایوژن اولین درمان تایید شده ای بود که آمیلوئید را هدف قرار داد اما این تصمیم باعث خشم شد چرا که یک کمیته مستقل سازمان غذا و دارو توصیه به عدم تایید کرد زیرا داده های آزمایشی بایوژن نتوانست سود واضحی را نشان دهد.

با این وجود، سازمان غذا و دارو «تایید تسریع شده» را به آن دارو اعطا کرد زیرا دارو موافق شده بود پلاک های آمیلوئید را از مغز بیمار پاک کند و بنابراین، اگر به اندازه کافی، به موقع و برای مدت زمان طولانی مصرف شود ممکن است پیشرفت بیماری آلزایمر را کُند نماید. چندین دانشمند در اعتراض به نظر کمیته استعفا دادند از جمله پروفسور «آرون کسلهایم» در دانشکده پزشکی هاروارد که به تنظیم کننده گفته بود که حکم آن کمیته «احتمالا بدترین تصمیم تایید دارو در تاریخ اخیر ایالات متحده» بوده است.

سازمان غذا و دارو در ژانویه ۲۰۲۳ میلادی در مورد لکانماب تصمیم گیری خواهد کرد و تصمیماتی نیز درباره آن دارو در بریتانیا و اروپا اتخاذ خواهد شد. در حالی که داده های منتشر شده از کار آزمایی لکانماب نشان می دهد که آن دارو زوال شناختی را کاهش می دهد اما تاثیر آن اندک بوده است. پس از ۱۸ ماه، شناخت در افرادی که دارو را مصرف کردند در مقایسه با افرادی که دارونما مصرف کردند ۲۷ درصد کم تر کاهش یافته بود.

آیا به درمان آلزایمر نزدیک تر شده ایم؟

در مقیاس درجه بندی زوال عقل رایج که به افراد از ۰ تا ۱۸ در مورد حافظه حل مسئله و سایر وظایف امتیاز می دهد افرادی که از لکانماب استفاده می کنند تنها ۰.۴۵ امتیاز بهتر را کسب کردند. نتیجه از نظر آماری معنادار است اما ممکن است برای بیماران خاص چندان معنایی نداشته باشد.

پروفسور «ویکتور هندرسون» مدیر مرکز تحقیقات بیماری آلزایمر در دانشگاه استنفورد می گوید: «تاثیری که از کار آزمایی ها تا به امروز گزارش شده بسیار اندک بوده اند. این تاثیر به اندازه کافی بزرگ نیست که از نظر بالینی مهم باشد».

او هشدار می دهد که یک عنصر ذهنی در رتبه بندی زوال عقل وجود دارد که وقتی سود مشاهده شده بسیار حاشیه ای باشد می تواند اهمیت داشته باشد. او می گوید: «من نگران این هستم که این دارو می تواند دارای اهمیت آماری بدون اهمیت بالینی باشد و ممکن است لازم باشد منتظر چیزی بهتر باشیم».

یکی از ایده هایی که در پژوهش های مرتبط با آلزایمر مطرح می شود این است که داروها باید آمیلوئید را سریعا حذف کنند تا امیدی برای آشکار شدن فواید بالینی ایجاد شود. این موضوع در مقاله ای منتشر شده در سال ۲۰۲۲ میلادی به قلم «دی استروپر» و «اریک کاران» در AbbVie یک شرکت زیستی – دارویی امریکایی مطرح شده است. آنان استدلال کرده اند که مشاهده نمایان شدن تاثیر حذف آمیلوئید در آزمایش های تفکر و حافظه زمان بر است. آنان اشاره کرده اند که اگر دارویی به اندازه کافی آمیلوئید را کاهش ندهد یا کاهش آمیلوئید دست کم در بازه زمانی انجام اکثر آزمایشات بالینی سال ها به طول انجامد احتمالا کمکی نخواهد کرد.

علیرغم تاثیر اندک لکانماب «مالوچی» نتایج مثبتی را از آن می بیند. او می گوید: «آچه واقعا باید از این کار آزمایی شنیده شود (با فرض ثابت ماندن نتایج) این است که می توانید میزان کاهش بیماری را تغییر دهید. این نیم امتیاز ظریفی است و ممکن است افراد احساس متفاوتی نداشته باشند اما شما می توانید بر روی آن کار کنید».

کمبود بودجه لازم برای پژوهش در مورد زوال عقل قابل توجه بوده است. در اوایل سال جاری، دی استروپر پایگاه داده پزشکی ایالات متحده PubMed را برای زوال عقل جستجو کرد. او ۲۵۰۰۰۰ مطالعه را پیدا کرد. او سپس به جستجوی سرطان پرداخت و ۴ میلیون و هفتصد هزار مطالعه را یافت. سپس درباره کووید جستجو کرد بیماری ای که پیش از سال ۲۰۱۹ میلادی وجود نداشت و ۳۰۰ هزار مطالعه را یافت. این یک معیار تقریبی است اما نشان می دهد که پژوهش های بیش تری در مورد کووید در سه سال گذشته نسبت به زوال عقل در قرن گذشته انجام شده است.

این وضعیت را باید با بیماری سرطان مقایسه کرد. دهه ها تخصیص بودجه و پژوهش های قابل توجه تشخیص و مراقبت از سرطان را متحول ساخته است. بر اساس اهداف تعیین شده از سوی سرویس سلامت ملی بریتانیا افراد نباید بیش از ۲۸ روز از زمان مراجعه برای شنیدن آن که آیا به سرطان مبتلا هستند یا خیر منتظر بمانند. با این وجود، برای زوال عقل هیچ بازه زمانی ای ذکر نشده است.

در مورد سرطان، مجموعه کامل تجهیزات تشخیصی از توالی یابی ژنوم گرفته تا اسکنرهای پیشرفته MRI و PET برای بیماران ارائه می شوند و افراد اغلب تشخیص دقیق سرطانی که به آن مبتلا هستند را دریافت می کنند. تشخیص و مراقبت از زوال عقل بسیار عقب تر است. اگر بیماران مبتلا به آلزایمر بتوانند از درمان های پاک کننده آمیلوئید بهره مند شوند به تشخیص زودهنگام و شواهد وجود آمیلوئید در مغز نیاز دارند.

آیا به درمان آلزایمر نزدیک تر شده ایم؟

کلینیک های بریتانیا به ارائه چنین خدماتی نزدیک نیستند. اوکلی می گوید: «ما ممکن است در سال ۲۰۲۵ میلادی در شرایطی قرار بگیریم که به دارویی دسترسی داشته باشیم که بیماری را اصلاح می کند اما نمی توانیم آن را به کسانی بدهیم که بیش تر سود می برند زیرا تشخیص آنان خیلی دیر صورت می گیرد».

امید واقعی ممکن است در رویکردهای کاملا متفاوت نهفته باشد. آنتی بادی ها ممکن است به برخی از بیماران مبتلا به آلزایمر یا پیش از ابتلا به آلزایمر کمک کنند اما برای تاثیر عمده بر این بیماری ترکیبی از داروهایی که فرآیندهای بیولوژیکی مختلف را تحت تأثیر قرار می دهند مورد نیاز هستند.

مالوچی می گوید: «من گمان می کنم که آنتی بادی ها برای تعداد کمی از بیمارانی که با دقت انتخاب شده اند جای کار داشته باشد اما ما به رویکردهای متعددی نیاز داریم. این یک راه عملی برای درمان زوال عقل در مقیاس جهانی نیست و از نظر اقتصادی و لجستیکی امکان پذیر نیست».

یک ایده، تجویز واکسن هایی است که سیستم ایمنی بیمار را وادار می کند تا آنتی بادی هایی را برای پاکسازی آمیلوئید و تائو مشکل ساز تولید کند. دی استروپر معتقد است داروهایی که آنزیم های کلیدی مورد نیاز برای تولید آمیلوئید مضر را مسدود می کنند ارزش ارزیابی دوباره را دارند.

مالوچی از داروهایی استفاده می کند که با محافظت و تقویت سلول های مغز، مغز پیر را انعطاف پذیرتر می سازند. رویکردهای بالقوه زیادی از جمله تقویت توانایی مغز برای پاکسازی پروتئین های سمی و هدف قرار دادن التهاب وجود دارند. مالوچی پیشگام کار بر روی افزایش تناسب سلول های مغزی بیمار، توانایی ساخت پروتئین های جدید و پروتئین RBM3 «شوک سرما» است که پستانداران در خواب زمستانی و هیپوترمی (سرمازدگی) آزاد می کنند.

آیا به درمان آلزایمر نزدیک تر شده ایم؟

این روش ها به بازسازی سیناپس ها، ارتباطات بین نورون ها و دست کم در موش ها با تقویت حافظه و جلوگیری از مرگ سلول های مغزی به محافظت در برابر زوال عقل کمک می کنند.

خط حمله دیگر تقویت ترکیبی به نام BDNF است که ممکن است سلول ها را دوباره تقویت کند و به آن در ایجاد اتصالات جدید کمک کند. یک کار آزمایی بالینی تازه در دانشگاه کالیفرنیا در سن دیگو در حال آزمایش است که آیا ژن درمانی تقویت کننده BDNF می تواند به بیماران مبتلا به آلزایمر در مراحل اولیه کمک کند یا خیر.

اوکلی می گوید این همان چیزی است که این حوزه به آن نیاز دارد: بودجه بیش تر، رویکردهای بیش تر و آزمایش های بیش تر.

او می گوید: «ما در حال دیدن آینده ای هستیم که در آن می توانیم زوال عقل را به یک بیماری مزمن تبدیل کنیم بیماری ای که با آن زندگی می کنید و با آن می میرید اما از آن نمی میرید. ما شاهد عملکرد داروها در پژوهش های مرتبط با زوال عقل هستیم. اولین نسل از داروهای پاک کننده آمیلوئید تنها آغاز راه است».

منبع : فرارو

اخبار گوناگون در برخط