کمند امیر سلیمانی در لباس گربه

۲۵ دی ۱۴۰۰ - ۱۶:۰۴ زمان مطالعه : 3 دقیقه
سرویس برخط پلاس - کمند امیرسلیمانی تصویر زیر را در اینستاگرام خود منتشر کرده است.
کمند امیر سلیمانی در لباس گربه

به گزارش ، کمند امیرسلیمانی ۱۶ خرداد ۱۳۵۲ در تهران متولد شد. وی فارغ التحصیل بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشگاه آزاد اسلامی در سال ۱۳۷۶ می باشد. بازی در نمایش «سنجاب ها» در سن ۷ سالگی نخستین فعالیت او در عرصهٔ تئاتر به حساب می آید. امیرسلیمانی در سال ۱۳۶۰ به تلویزیون آمد و در سال ۱۳۶۵ در فیلم سینمایی «ترنج» به هنرنمایی پرداخت. وی همچنین دختر سعید امیرسلیمانی و خواهر سپند امیرسلیمانی از بازیگران سینما است. کمند امیرسلیمانی تصویر زیر را در اینستاگرام خود منتشر کرد و افزود:

🦋 چند ماه پیش، دوستم به بیماریی مبتلا شد و بعد از فقط 8 روز درگذشت.
دو ماه بعد به شوهرش زنگ زدم. به فکرم رسید که او باید ویران شده باشد چون دوستم همیشه می گفت " خانه به من نیاز دارد، .. شوهرم حتی نمی تواند چای یا قهوه درست کند، خانواده ام برای همه چیز به من نیاز دارند، اما هیچ کس برای تلاش هایی که انجام می دهم اهمیتی نمی دهد یا قدردانی نمی کند. احساس می کنم همه آنها تصور می کنند که این وظیفه من است و امری است طبیعی".
با شوهرش تماس گرفتم تا ببینم آیا خانواده در نبود دوستم به حمایتی نیاز دارد یا نه ؟تلفن همراهش را گرفتم مدتی زنگ خورد.. جواب نداد... بعد از یک ساعت تماس گرفته و عذرخواهی کرد که نتوانسته است به تماس من پاسخ دهد.. چون یک ساعت با دوستانش در باشگاه تنیس بازی می کرده است.پرسیدم: "کارها در خانه خوب پیش می رود؟"گفت که آشپزی استخدام کرده و با پرداخت مقدار بیشتری پول کار خرید آذوقه خانه را نیز انجام می دهد . در ضمن پرستارانی تمام وقت برای نگهداری از والدین سالخورده خود تعیین کرده بود.
او گفت: " بچه ها خوب هستند و زندگی در حال بازگشت به حالت عادی است...
به سختی توانستم چند جمله بگویم و گوشی را قطع کردیم.اشک از چشمانم سرازیر شد.به دوستم فکر کردم . او به دلیل یک بیماری جزئی مادرشوهرش جلسه مدرسه را از دست داده بود. او نتوانسته بود به عروسی خواهرزاده اش برود چون باید بر تعمیرات خانه اش نظارت می کرد.او بسیاری از مهمانی ها و فیلم های سرگرم کننده را از دست داده بود، زیرا فرزندانش امتحان داشتند و او باید آشپزی می کرد و به نیازهای شوهرش رسیدگی می کرد...او همیشه فقط به دنبال کمی قدردانی و سپاسگزاری بود که هرگز به آن نرسید.امروز دلم میخواهد به او بگویم : هیچ کس ضروری نیست.
و هیچ کس از دست نخواهد رفت.. این فقط بازی ذهن و تصورات تو بوده است.
مشکل این بوده که همیشه دیگران را در اولویت قرار داده بودی و تو به آنها یاد داده بودی که در رتبه دوم قرار داری
باید از زندگی لذت برد و این ذهنیت را از خود دور کرد که من ضروری هستم و بدون من خانه در رنج خواهد بود..روی سخنم با شما بانوان گرامیست :از همه مهمتر برای خودت وقت بگذار.. زمانی برای خودت باش
با دوستانت در تماس باش.. صحبت کن بخند و لذت ببرعلایق خود را زندگی کن هر از چند گاهی کارهایی را انجام بده که دوست داری انجام دهی.خوشبختی خود را در دیگران جستجو نکن، تو نیز سزاوار خوشبختی هستی، زیرا اگر شاد نباشی نمی توانی دیگران را خوشحال کنی.
اگر همه به تو نیاز دارند تو نیز به مراقبت و محبت خود نیاز داری.

ناشناس ۲۵ دی ۱۴۰۰ - ۱۷:۰۶
به خاطر پول شخصیت خودشون رو میبرن زیر سوال این نقشها اصلا بهش نمیاد

مریم ۲۵ دی ۱۴۰۰ - ۲۰:۳۵
اینا خانوادگی در کلبه عمو پورنگ بازی میکردن ابن بچه بازیها به هیچ کدومشون نمییومد