عباس عبدی: آنچه دولت در خرداد انجام داد، اصلاح اقتصادی نیست

عباس عبدی: آنچه دولت در خرداد انجام داد، اصلاح اقتصادی نیست

۱۱ تیر ۱۴۰۱ - ۰۸:۵۲ زمان مطالعه : 3 دقیقه
سرویس سیاسی - اگر امروز آقای رییسی می‌تواند ارز ۴۲۰۰ را حذف کند و اتفاق چندانی رخ ندهد، محصول فقدان چنان مخالفان غیرمسوول و مسوولیت‌پذیری منتقدانش است که اغلب آنان این تغییرات را ضروری می‌دانند.

به گزارش سرویس سیاسی برخط نیوز به نقل از فرارو - عباس عبدی در روزنامه ی اعتماد نوشت: آقای رییسی در سخنان تلویزیونی هفته گذشته خود که محور اصلی آن اقتصاد و تورم و قیمت گذاری بود، نکات جالبی را مطرح کردند که شایسته توجه است. از جمله گفتند که «اصلاح اقتصادی باید قبل از دولت ما انجام می شد و اگر یکی، دو سال پیش رخ می داد، هزینه آن کمتر بود.» اول اینکه آنچه دولت کنونی در خردادماه انجام داد، اصلاح اقتصادی نیست، این کار فقط یک تغییر قیمت است، گرچه اهمیت دارد و آثار و عوارض مثبت و منفی آن فراوان است، ولی اصلاح اقتصادی نامیده نمی شود.

به کار بردن مفهوم اصلاح اقتصادی برای یک تغییر قیمت، ولو زیاد باشد موجب گمراهی در اقدامات بعدی خواهد شد. اصلاح اقتصادی آن است که به سوی حذف قیمت گذاری دستوری حرکت شود. حتی اگر نتوان یک باره انجام داد، باید گام های بعدی آن برای رسیدن به قیمت تعادلی روشن باشد، چراکه همین الان هم میان قیمت ارز رسمی یا نیمایی با ارز بازار آزاد حدود ۷ هزار تومان تفاوت وجود دارد. پس اصل منطق قیمت گذاری همچنان برجای خود است فقط فاصله دو قیمت کمتر شده است. به علاوه حذف قیمت گذاری فقط یک گام از گام های ضروری برای انجام اصلاحات اقتصادی است.

هنگامی که هنوز در بند قیمت گذاری خودرو و جلوگیری از واردات آن باشیم، نمی توان از اصلاحات اقتصادی حرف زد. فارغ از این نکته، گزاره مهم دیگری هم گفتند. آقای رییسی به پایین تر بودن هزینه های اجرای این کار در صورتی که دو سال پیش انجام می شد، تاکید کردند که می تواند گزاره درست و در عین حال نادرستی باشد.

درست است برای اینکه انحراف از قیمت های تعادلی هر چه بیشتر شود، فساد و رانت و اتلاف منابع آن نیز بیشتر می شود و اگر تصمیم به برداشتن قیمت های دستوری گرفته شود، اثرات منفی آن نیز بیشتر خواهد شد و در نتیجه هزینه این اقدام با گذشت زمان بیشتر می شود و بهترین حالت این است که از ابتدا انجام نشود. ولی این گزاره می تواند نادرست باشد هنگامی که اگر از زاویه دقیق تری به آن نگاه کنیم.

دولت روحانی از سوی جناح تندروی موجود در ساختار حکومت و طرفدار آن به شدت تحت فشار بود. به همین علت هر اقدام آن می توانست با مخالفت جدی و غیرمنصفانه آنان مواجه شود.

این نیرو ها حتی درک درستی از منافع خود نداشتند، زیرا اقداماتی از قبیل اصلاح قیمت ها را باید حمایت می کردند تا بلکه در سال ۱۴۰۰ که قطعا خودشان سر کار می آمدند از حیث مشکلات قیمت گذاری راحت باشند، ولی، چون با دولت روحانی کورکورانه دشمنی می ورزیدند، حتی علیه اقدامات اقتصادی او مثل تغییر قیمت بنزین وارد عمل شدند. هم در سال ۱۳۹۶، هم در وقایع و تخریب ها و اعتراضات سال ۱۳۹۸، آتش بیار معرکه شدند.

اگر امروز آقای رییسی می تواند ارز ۴۲۰۰ را حذف کند و اتفاق چندانی رخ ندهد، محصول فقدان چنان مخالفان غیرمسوول و مسوولیت پذیری منتقدانش است که اغلب آنان این تغییرات را ضروری می دانند.

نکته بسیار مهم که دولت محترم باید توجه کند، این است که بسیاری از اقتصاددانان اصلاحات در قیمت های انرژی را ضروری تر از حذف ارز ۴۲۰۰ می دانستند، زیرا این ارز برای محصولاتی است که همه طبقات کمابیش از آن بهره مند می شوند، در حالی که استفاده از تفاوت قیمت انرژی بیش از طبقات فقیر، نصیب طبقات مرفه می شود و از آن مهم تر اینکه اصلاح قیمت آن اثرات تورمی بسیار کمتری از حذف ارز ۴۲۰۰ بود.

ولی به علت حوادث ۱۳۹۸ که با آتش تهیه نواصولگرایان تندرو آغاز شد، حتی دولت کنونی هم جرات نزدیک شدن به تعدیل قیمت انرژی را ندارد و در همین سخنرانی نیز آقای رییسی اعلام کرد که این مساله در دستور کار دولت نیست یا حداقل در سال جاری نیست. سخنگوی دولت نیز هر هفته باید افزایش قیمت بنزین را تکذیب کند.

تحلیل این واقعیت شناخت ما را از ساختار سیاسی موجود ارتقا خواهد داد و این حقیقت را نشان می دهد که وجود شکاف های درون ساختاری چگونه به زمین گیر شدن اتخاذ تصمیمات بنیادی منجر شده است.

منبع : فرارو