یادکرد از حسین بنایی با بررسی اوضاع امروز

یادکرد از حسین بنایی با بررسی اوضاع امروز

۱۱ مهر ۱۴۰۱ - ۱۸:۳۷ زمان مطالعه : 4 دقیقه
سرویس اجتماعی - در دوازدهم مهر ۱۳۷۰ یک ایرانی در بروکسل جان سپرد که با همه‌ی وجود عاشق و خدمتگزار میهن بود و قطعاً با قلبی مالامال از اندوه در سرزمینی بیگانه سر بر زمین نهاد.

به گزارش سرویس اجتماعی برخط نیوز به نقل از خبرآنلاین - دکتر حسین بنایی از چهره های تاریخ ساز ایران بوده است که حق بزرگی بر گردن آموزش و پرورش و ورزش کشور دارد. او در سال ۱۲۹۰ در مشهد چشم به جهان گشود. او «بزرگمرد تاریخ ورزش، تعلیم و تربیت، پیش آهنگی، مؤسس بسیاری از شرکت های تعاونی، بنیان گذار مسابقات ورزشی مدارس و دانشگاه ها، بانی دوره ی عالی تربیت بدنی در دانشسرای عالی، استاد دانشگاه، هنرمند خلاق، نقاش (در رشته های کلاسیک، مدرن، کاریکاتور، مینیاتور)، مؤلف ۵۷ کتاب تربیتی، مترجم زبان های فرانسوی و انگلیسی، خوش نویس، عاشق خدمت برای تربیت نسل آینده، بانی اردوگاه ها و مؤسسات ورزشی و خانه های پیش آهنگی، قهرمان و مروج رشته های مختلف ورزشی، انسانی شجاع، متدین، اصیل زاده، و مرد بزرگی بود که در بازه ی مردان پیش آهنگِ این سرزمین قرار گرفته است»(۱).

حسین بنایی دکترای خود را در رشته ی تعلیم و تربیت، روانشناسی و تربیت بدنی از آمریکا گرفت و به ایران بازگشت و در سال ۱۳۳۲ سازمان پیش آهنگی کشور را تجدید سازمان کرد. از کارهای به یاد ماندنی او تبدیل باغ منظریه به اردوگاه تربیتی و تفریحی برای پیش آهنگان و همچنین ساخت اردوگاه کلک چال در ارتفاعات همان منطقه بود که آن نیز بدل به یک مرکز ورزشی و پرورشی مهم شد. بنایی در شهرهای رامسر و مشهد و نیشابور هم اردوگاه های بزرگ پیش آهنگی ساخت و به همین منظور در ده ها نقطه ی دیگر کشور نیز ساختمان ها و مرکزهایی کوچک تر بنا کرد. کار ارزشمند او این بود که عمده ی هزینه های ساخت و نگهداری این تأسیسات را با ابتکارهای خود و از راه درآمدزایی مرکزها و جلب همیاری مردم فراهم می ساخت و خودش هم با وجود مقام بلند علمی و مدیریتی، بسیاری اوقات بیل و کلنگ در دست می گرفت و در کارهای ساختمانی و باغبانی، نه به شکل نمادین، بلکه با تمام قوا و بیش از یک کارگر ساده کار می کرد. جا دارد مدیران ارشد کشور منش آن شخصیت را با مدیران انتصابی فدراسیون های ورزشی یا مسوولان نهادهای «فرهنگی» کنونی مقایسه کنند و ارزیابی کنند که این آقایان با صرف هزینه های نجومی از کیسه ی ملت چه می کنند! دست کم در فدراسیون های ورزشی می دانم که چه سفرهای پرشمار و کم دستاورد خارجی، چه ریخت وپاش های مالی، و چه ثروت اندوزی های شخصی از قبَل «مدیریت» این دستگاه های به اصطلاح غیردولتی صورت می گیرد و چه نتیجه های کم ارزشی حاصل می شود.

یادکرد از حسین بنایی با بررسی اوضاع امروز

تراژدی تاریخی این که شخصیت نابغه و پرکاری مانند دکتر بنایی، پس از انقلاب بازداشت می شود که البته پس از مدتی درمی یابند که او هیچ نقطه ی سیاهی در کارنامه ندارد. با این حال او را از عرصه های مدیریتی برکنار می کنند و او ناچار به مهاجرت می شود. پس از آن، سازمان پیشاهنگی را که چندین نسل از کودکان و جوانان را با فعالیت هایی مانند انجام «کار نیک»، فعالیت داوطلبانه، ورزش، زندگی در زیر چادر، و مهارت های زیست در طبیعت آشنا کرده بود و یک «خاطره ی جمعی» برای انبوهی از ایرانیانِ مدرسه رفته بود، با هدف استفاده از امکانات آن(!) منحل می کنند. همچنین سلسله تراژدی های دیگری، ازجمله در همین منظریه و کلک چال رخ می دهد که نمونه هایی از هزاران بدمدیریتی دیگر است؛ منظریه و کلک چالی که او ساخت، سال ها به روی مردم عادی بسته شد و بعدها هم که باز و مدیریت آن ها ظاهراً به وزارت آموزش و پرورش داده شد، از آن شور و حال پیش آهنگی و ورزشی و نیک اندیشی تهی گشت. حتی در مقطعی (همین چند سال پیش) به علت بدهی وزارت آموزش و پرورش، از سوی بانک ملی توقیف شد! در منظریه و کلک چال ساختمان ها و راه های اضافه ای ایجاد شده که کلیت طبیعی و تاریخی آن ها را تا حد زیادی مخدوش کرده و مطمئناً پول زیادی را راهی جیب پیمانکاران و دست اندرکاران کرده است.

ناآرامی های پیاپی که نمونه ای از آن را در روزهای اخیر دیده ایم، تا حد زیادی نتیجه ی کنار زدن زنان و مردان کارآمدی همچون حسین بنایی، به جرم متفاوت بودن ظاهر و پوشش ایشان، و گماردن افراد نالایقی بر دستگاه ها بوده است که با درست کردن ظاهری حکومت پسند یا مخالفت با پوشش متفاوت دیگر زنان و مردان، باطن فرصت طلب و نیت آلوده ی خویش را پنهان کردند. امروزه می توان همه ی نارضایتی ها را نتیجه ی توطئه ی بیگانگان قلمداد کرد یا چشم بر اوضاع وخیم جامعه و محیط زیست بست و کشور را در شاهراه پیشرفت و سربلندی وانمود کرد... اما اگر مدیران کشور به آرامی در سیاست های نادرست خود عقبگرد نکنند و زمینه را برای بالندگی افکار متفاوت فراهم نسازند، رتبه ی ایران عزیز در شاخص هایی مانند سلامت محیط، توسعه ی اقتصادی، اعتبار پول ملی، اعتبار گذرنامه، از این هم بیشتر نزول خواهد کرد و در شاخص هایی همچون فرار مغزها و سرمایه ها بالاتر خواهد رفت.

* کنشگر محیط زیست

پی نوشت

۱) از تارنمای «شعار سال»

برای اطلاع بیشتر درباره ی دکتر بنایی، می توانید بنگرید به کتاب دکتر حسین بنایی، مردی چون گل خار

۲۳۳۲۳۳

منبع : خبرآنلاین

اخبار گوناگون در برخط